پنجشنبه 6 تیر ماه سال 1387
واااایییییی چقدر اینجا گرمه دارم آتیش میگیرم انگار نه انگار کولر روشنه در ایام امتحانات اعصاب درست حسابیم ندارم حال و حوصله ی آرایش کردن و آرایشگاه رفتن و ابرو برداشتنو این چیزارو هم ندارم الان هر کی قیافمو ببینه میگرخه !شبیه اون موقعهام شدم یه ابروی ناقابل این همه تاثیر داره تو ریخت آدم؟؟ دندونم کماکان یه جوووریشه یه مدلی شده بدبخت . این چند روزه که این همه سرم شوولووغ پوولووغ بوده یه جووراییی یه سری از دوستان رو خیلی خووب شناختم و فهمیدم ضعف پسر بیداد میکنه دو هفتس امتحان داریم و ایشون 3 تا دوست پسر! در همین ایام تعویض کردن دو تای دیگه ام به یکی قانع نیستن و دو تا دو تا میخوان تو این سن و سال؟ خوب خنده داره دیگه :دی همیشه میگم اگه تو کل ترم از زور بیکاریو بی برنامگی کف و خون بالا بیاری همیشه امتحانا که شرووع میشه یه عالمه برنامه ی تفریحی و سیاحتیو مهمونیو اینا جوور میشه اما این ترم من در کمال اعتماد به نفس به خاطر درس!!!!!!!!!!!!!!!! در بیشتر این برنامه های پدید اومده شرکت نکردم!!!!!!!
خانوم صاحبخونه ی ما رواااانیه!!!! همینو میشه در موردش گفت فقط ! احتمالا تا چند وقت دیگه از ناله نفرینای ما سوووسک میشه تحفه خانوووم ....
دندوونه داره صداش در میاد!
خانوم صاحبخونه ی ما رواااانیه!!!! همینو میشه در موردش گفت فقط ! احتمالا تا چند وقت دیگه از ناله نفرینای ما سوووسک میشه تحفه خانوووم ....
دندوونه داره صداش در میاد!



