1_دارم آهنگ گل گلدون من رو گوش میکنم و الان جو گیرم :)
2_من نمیدونم چرا موقعی که جشنه برنامه های تلویزیون انقدر مسخره میشه و از روزای معمولیم بدتر میشه اما وقتی عزا و عزاداریه از صبح تا شب برنامه هاشون ویژه نامه ی اعصاب خورد کنی میشه؟؟؟
3_یاد ساقی و صوفی افتادم :) دوستای خوبی بودین خدا بیامرزدتون .
4_عجب این آلبومه باحاله تا حالا کجا بود من ندیده بودمش؟؟؟!!!
5_هفته ی دیگه باید باز برم کرمان انتخاب واحد به نظر شما من سال چهارم میتونم با خودم کنار بیام و تکلیف خودمو بفهمم؟
6_خیلیا خیلی حرفها میزنن خودم همشو میدونم اما مطمئنم هیچ کدومشون این شرایط رو نداشتن خیلی چیزارو هم که نمیشه گفت ( بازم خود سانسوری اونم به شدت!)
7_مامانم مریضه یعنی آسم داشت الان دیگه خیلی شدید شده داروهاش گیر نمیاد این چه وضعیه داروخونه ها فقط مشابه داروهاشو دارن که اونم به درد نمیخوره تو بازار آزاد هم که نیست حالا مامان من باید با چندتا اسپری درب و داغون سرکنه تا داروهای جدیدش گیر بیاد.
8_یکی از همکلاسیهای قدیمی که انتقالی گرفته بود یه جای دیگه بهم زنگ زد بسیار شوکه و در عین حال دلشاد گشتیم.
9_غار علیصدر بسی زیبا میباشد
10_همدان هم مثل اینکه شهره! من فکر میکردم خیلی باید درب و داغون باشه اما نبود گویا کرمان تنها مرکز استانه این شکلیه!
11_دیدن نیمه ی خالیه لیوان کی تموم میشه اینجا؟
12_یعنی میشه به جای اینکه به خاطر آینده ای که معلوم نیست چه جوریه زندگی الانمونو از دست ندیم؟ چرا اینجوری شده.
13_هیچی.
14_قربون هانا برم من امروز همچین با شدت لب منو ماچید که لبم خون اومد!
![]()




