Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 24 فروردین ماه سال 1384

دارم انلاین آپدیت میکنم منتظر یکی از دوستامم و تو کافی نت نشستم
یه آقای ریش و پشمیه روبروی منه عین عقده اها هر چند لحظه یه بار نگاه هرزشو میندازه طرفمو یه لبخند با اون دهن کج و کولش میزنه و روشو میکنه اون ور هدفون و گذاشته رو گوشش و داره آلبوم جدید لیلا فروهر و با صدایی که حتی منم از این فاصله میشنوم گوش میده و پاهاشو تند تند تکون میده انقدر حرکاتش سریعه که یه لحظه با خودم فکر کردم که نکنه داره از شدت دستشویی خودشو اینجوری میکنه یا شایدم داره فیلم سوپر دانلود میکنه
به هر صورت حالمو داره به هم میزنه فکر کنم اینترنت رو یه وسیله دیده که بیاد و باهاش عقده های روانیشو خالی کنه و همه کمبودای روحی و روانی و زیرشکمیشو اینجا جبران کنه
کاش میشد یه عکس ازش میگرفتم!!!
فکر کنم جای پرنیان اینجا خالی باشه
اینا عقده های ناگشودس که میگن انگار!!!
                                     
                                                                                                          

جمعه 19 فروردین ماه سال 1384

حال و هوای اینجا خیلی متغیر شده همیشه با توجه به حال و روزم مینویسم و ماشالا منم که حال و احوالم مثل هوای بهاری متغیر! کاریشم نمیشه کرد چون دست خودم نیست
بعضی موقعها که خیلی ناراحتم  دلم میخواد بنویسم اما نمیشه چون مطمئنم یه سری آدم از خودراضی هستن که بیان و بگن وبلاگ دخترونه ... کاش میشد به یه عده از آدما فهموند
که شاید تعریف اونا از وبلاگ  با تعریف من از وبلاگ فرق میکنه وبلاگ برای من یه آینه است که با اون خودمو خود واقعیمو(شاید) انعکاس  میدم
حال و حوصله وبلاگ مخفی بازی رو ندارم به هیچ عنوان هر چیم بخوام مینویسم دیگه زدم به سیم آخر دیگه مهم نیست اگه همه اینجارو بلدن و همه میان اینجارو میخونن و
همه ممکنه ناراحت بشن چه بهتر که اینجوری حرف دلمو به اونایی که میخوام بزنم  منی که همیشه برام سخت بوده رودررو حرفایی که باید میزدمو بزنم چه بهتر که اینجوری باشه
خلاصه که شاید ... اون وقت خیلی خوب میشه
:)
یه بنده خدایی رفته زن گرفته البته خوب اگه این اتفاق موقعی بیفته که یه پسر خوشگل خوش تیپ  مایه دار دم بخت این کارو بکنه و همه چشمشون دنبال این باشه که کی شیرینی عروسیشو
بخورن خیلی فرق میکنه تا اینکه یه مرد زن دار دارای یه جفت دوقلوی دختر پسر بدون کوچکترین امکانات مالی که به شغل شریف راننده ی اتوبوس شرکت واحد اشتغال داشته باشن همچین غلطی بکنه
حتما در موردش مینویسم
هانا 1 هانا 2 هانا دنده به دنده هانا نوکر بنده!!!!! خجالتم خوب چیزیه خودت نوکر هانا شعر یاد میدن به بچه اینم که استعدادش خوووووووووووب دیگه چه شود

پنجشنبه 11 فروردین ماه سال 1384

من اگه بهت بگم برام دنیا رو بخر که نمی خری
یا ماه رو بخر بزار تو زنبیل و بیار که نمی زاری
داری میای کهکشانها رو با خودت بیار که نمیاری
قله دماوند رو بخر که نمی خری و یا چیزای گنده گنده که نمیخری
پس لطفا داری میای برام یه آدامس بخر میخوام بچسبونم پشت شلوار اون نوازنده ی کور که میگفت
کسی که برات آدامس نمیخره پس دنیا رو هم برات نمیخره
عشق های بزرگ با خریدن آدامس شروع میشوند و عشق های کوچک با خریدن دنیا
یا ماه و یا چیزای گنده گنده
برای کسی که میخواهی ثابت کنی حتما دوستش داری آدامس بخر
پس حالا میتوان به اندازه ی تمام آدامسهای دنیا عاشق شد
لطفا داری میای برام یه آدامس بخر

 

یکشنبه 7 فروردین ماه سال 1384

یه سری البوم ایرانی دانلود کردم و اصلانم اشکالی نداره که کنار جفنگیات و اجق وجقای غربی یه چندتا آهنگ به زبون خودمونم گوش کنم
میدونم الان اگه بگم چی و کی یه سریا روترش میکنن و کلی لقبای خوشگل خوشگل بهم میدن
اخه میدونین چیه  من هنوز شربت با کلاسی سر نکشیدم
هنوزم حفظ کردن دری وریایی که بریتنی میگه و شرو ورایی که جنیفر و سارا و اوریل و کوفت و زهرمار به هم میبافن واسم سخته
آخه بلد نیستم بین هر ده تا کلمه ای که میگم 11 تا اوکی و هانی و سوییت و ... بلغور کنم
تا حالا هم نشده تو زندگیم ابسولوت و جین حتی گندم 96! مصرف کنم و آخر خلافمم قلیونه
تو هازبرگر دوبی هم هیچی نخوردم و تا حالا طعم ساندویچای مک دونالدو نچشیدم
گوشی موبایلمم عکس نمیندازه
تا حالا به اسم شلوار برمودا با شلوارک نرفتم تو خیابون
موهامم تا حالا شرابی نکردم با هایلایت صورتی
هفته ای یه دوست پسرم عوض نکردم
تا ساعت 12 شبم نمیتونم بمونم بیرون
پاتوقمم این کافه های شلوغ پر دود نیست
این شربت جلومه و میتونم به راحتی فقط با دو سه تا جرعه منم بشم مثل خیلی از آدمای باکلاس و الامد
اما...... راستی سال نو مبارک